--> [ جمع نوشت ]
 

Shok


1
2
3
شوک
.
شوک
...
فردا که رفتم دانشگاه بهش ميگم ، ميگم که دوستت دارم
نمي دونم چرا احساس خفگي مي کنم
کاش اين کار رو نمي کردم ، کاش زنده بمونم ... فردا بهش بگم
کاش قبل از پريدن تصميم مي گرفتم
اينجا کجاست
1
2
3
شوک
____________/\/\/\/\/\/\/\
- فايده نداره ، تسليت مي گم به خونواده اش اطلاع بديد

روزهای خوب

همه چيز از روزهای خوب شروع می شود و بعد انگار که خوشی به آدميزاد نيامده!...از بس که کوتاه و مثل دراز کردن دست از پشت پنجره است ... باز بعد که يک روز از پشت پنجره نگاه می کنی و می بينی که همه ی روزهای خوب تمام شده اند... انگار هرگز وجود نداشته اند...

خدایا ! اجازه ؟ مسئلة ٌ :

حکم وضویی که در آن آب چشم بر آب وضوی صورت غالب شود چیست ؟
حکم حمدی که بغض از بای بسم الله ش بگیرد و یکهو میان کشیدن مدّ ِ ولا الضــــــــّــــــالین بشکند چطور؟
حکم اشک هایم که همه صورت را تر و چشمان را تار می کند و شانه که سهل است همه وجودم را میلرزاند؟
حکم فریادهایم در قنوت ؟ ( هیچ می شنوی شان ؟
حکم سجده بر مهر خیس از اشک ؟
حکم شک میان رکعت اول و آخر بعد از سلا م؟ ( باطل است ؟ شک یا نماز ؟ مبادا سلا م...؟
حکم حواسی که هیچ به تو نیست ؟ ( هیچ حواست به من هست ؟)
...
این دعاها که مستجاب شان نمی کنی کجا می روند ؟ عجب عرش وسيعی
چه خوب هوای دلم را داری ! نهایت رسوایی دلم به تو خوش بود که همه چیز را می دانی.چه اهمیت دارند دیگرانی که هیچ نمیدانند.تو
که خود خوب میدانی چه خبر است
...پ.ن این هم از نقد دل

delirium

َنيچه ديشب درست روبروي من نشسته بود و با لهجه احمقانه اي ، همه خاطراتم را به يادم مي آورد. اصرار داشت كه من مصداق واضح ناسودمندي تاريخ ام. من ولي خنده ام گرفته بود! قصه شارژرفندكي موبايلم را كه تعريف كردم ، با بلاهت تمام سبيلهاي مضحكش را تاب داد. بعد نگاهي به ساعتش كرد. واضح بود كه داستان را نگرفته است. رفتم سراغ كتابخانه و برايش فال حافظ گرفتم . كلي وقتم را گرفت تا فهميد فال يعني چه! كلي وقتش را گرفتم تا فهميدم اميد يعني چه! موبايلم كه زنگ زد ، نيچه داشت دندانهايش را مسواك ميزد. با همان دهان كفي ، به من فهماند كه "گذشته" پشت خط است. بعد پوزخند پيروزمندانه اي زد يعني كه همان ناسودمندي تاريخ... گوشي را كه برداشتم گريه ام گرفت .با خيال راحت گريه كردم . شارژ موبايلم تمام نميشد .نيچه با عصبانيت به شارژر فندكي نگاه مي كرد. ياد مطب شلوغ آن خانم دكتر توي خيابان پاسداران افتادم. گوشي هنوز دستم بود. گذشته "تيتر" مي خواست. نداشتم . بعد قرصهايم را خوردم و خوابيدم. نيچه هنوز عصباني بود

گل سرخ

با غرور روی شاخه اش نشسته بود مثل پادشاهی بر تخت شاهی
عابرین بیشماری از کنارش میگذشتند و ستایشش میکردند
مرد جوان عاشقی, او را به رنگ عشق میدید
عارفی در او اعجاز خلقت را نظاره بود
پروانه ای گردش میچرخید تا بسوزد
نسیمی گلبرگهای لطیفش را معصومانه مینواخت
خاکی که از همنشینی او میبالید
اما سرانجام دست بیرحمی او را از شاخه چیدو نگاه عاشقان را در انتظار گذاشت
پیوست :نوبت من هفدهم بود اما بدلیل گرفتاری امروز نوشتم
نسیم

... و هيچ چيز ِ ديگري مهم نيست

فرصتي مي‌خواهم...
کوتاه...
قبل از مرگ...
براي دل کندن از زندگي...
!!!

بچه‌مخفي

Rainysea.com

تجربه تلخی تطم نان خارجی و بالا و پایین رفتن از پلکانی نا آشنا چه دشوار است؟ پس من در پی آزادی وطنم هستم دوست دار آنها که در راهش جان می دهند

//----------*

تو که عزم دیار عشق رو کردی

که تا عاشق نشد دل برنگردی

تو که نامهربونی پرپرت کرد

گل عشق رو ولی پرپر نکردی

چرا از گذر سینه ی ما گذر نکردی

چرا این عاشق آشفته رو خبر نکردی

تو نشنیدی صدات کردم

نمیدیدی نگات کردم

نمیدیدی نگات کردم

نگات کردم

نگات کردم

پی نوشت: حالا هی بهم بگو هیز

راستی توجه شما رو به این قسمت جلب میکنم

((جمع نوشت دات کام))

Cry just a little for me

توي خيابانهاي آرمانشهر من، به جاي اتوبوس ها ، آدمهاي تنها خط ويژه دارند. هي نگو آدمهاي تنها اصلا" كجا را دارند كه بروند؟
من براي رفتن ، هيچ وقت دنبال دليل نبوده ام. "رفتن" هاي زندگي من هميشه از جنس ماندن بوده است. رفتن براي من يعني كنار جاده نشستن و براي سايه اي كه كمرنگ تر و كمرنگ تر ميشود، همه آرزوها را گريه كردن
نه ! خيال نكنم حرفم را فهميده باشي! بگذار ساده تر بگويم. مثلا" يك روز تمام آرزوهاي من ، حوالي خياباني كه در آن بيلبورد بزرگي ، خمير دندان ضد سيگار سيگنال را تبليغ مي كرد، با چشمان نمناك از من خداحافظي كرد و رفت. اصلا" بيخيال! حرفم را همينجوري باور كن ! يك روز سرد زمستاني ، گوشه اي از اين شهر شلوغ ، قصه مردي كه دير رسيده بود، تمام شد

بی عنوان!

مشک...
اشک...
عطش....
تشنگی...
شوق...
و يک دنيا نرسيدن...!....
چقدر لذت بخشه که چيزی رو بخوای و بدونی که بهش نمی رسی!...زندگی مانند هيچ همچو پوچ عالیست!....
mahtab!!...

حسین

درودیوارهای سیاه
آماده برای روزهای عزا
به سوگ نشسته بودند
گمانم سوگ حسین
اما من حسین را نمی شناختم
پسر خاله ام نبود که بشناسمش
گمانم سیاه پوشها هم او را نمی شناختند
پسر خاله شان نبود که بشناسندش
و شمر را دیدم
با دستهای خونی از عشقی که قی کرده بود
دیدم که بارها او را کشتند
اما قاتلانش هم دستهایشان خونی بود
ازعشقی که قی کرده بودند

"دلقک"

http://benahayat.persianblog.com means unlucky man ?

ميخ را برداشت و روی سرش گذاشت
چکش را هم آورد تا بالای سرش نگه داشت
هرچه کرد نتوانست درست نشانه بگيرد
که چکش درست روی ميخ فرود بيايد
چکش را روی زمين گذاشت
: ميخ را هم به کناری انداخت و گفت
./ميدانی من خيلی بدشانسم

please tell me who I am

از طبقه دهم ساختمانی خود را به دار آویختم. چاقویی به همراه داشتم که پیش از مُردن اگر پشیمان شدم طناب را ببرم. غافل از ده طبقه‌ای که زیر پایم خالی بود ...! پشیمان شدم .. مُردم

k@\/Eh

کیکاووس یاکیده

زندگی قرص نانی است
روی آب حوض خانه ی خاطرات
سهم ماهی های سرخ
که همیشه عاشقند
باور کن.
شاهین


 

لينک ها :

 

:: پويا   (مديريت وبلاگ)  ::   وبلاگ قبلي  ::

دبيررياضي:: کاوه :: بچه مخفي:: ساني ::

حمدانه :: شاهين ::پارسا::فائزه ::مهتاب::

بابک :: نسيم:: فتانه :: يلدا :: امين :: پويا::

حاج حميد :: پاساژ :: جمع نوشت::  3تيغ ::

بنيامين::

.................................................

 

نويسندگان وبلاگ :

 

 پويا  يکم هر ماه

 بنیامین  دوم هر ماه

 حمدانه  سوم و بيست و يکم هر ماه

 3تيغ  چهارم هر ماه

 حاج عمو  پنجم هر ماه

 فتانه  ششم هر ماه

 دلقک  هفتم هر ماه

 ساني  هشتم هر ماه

 کاوه  نهم و چهاردهم هر ماه

 پارسا  دهم و نوزدهم هر ماه

 شاهين  يازدهم و بيست و سوم هر ماه

 فائزه  دوازدهم و بيست و هشتم هر ماه

 دبير رياضي  سيزدهم هر ماه

 بابک  چهاردهم و بيست و نهم هر ماه

 -   شانزدهم هر ماه

 نسيم  هفتدهم هر ماه

 ماهی دودی هجدهم هر ماه

 پاساژ  بيستم و بيست و هفتم هر ماه

 بچه مخفی  بيست و چهارم هر ماه

 -  ببيست و پنجم هر ماه

 امین  بيست و ششم هر ماه

 یلدا  سي ام هر ماه

..................................................

آرشيو وبلاگ :

September 2005

October 2005

November 2005

December 2005

January 2006

February 2006:

 

..................................................

 

l DESIGNED  BY  POUYA l